خرید بک لینک
می گویند یکی از روش های معروف برای پخت خوراک خرچنگ در جهان، این است که یک قابلمه آب همراه با مخلفات را می گذارند روی شعله ی گاز و یک خرچنگ زنده را می اندازند داخلش. بعد همینطور که دمای آب توی قابلمه دارد کم کم بالا می رود و به نقطه ی جوش نزدیک می شود، خرچنگ زنده ی توی قابلمه هم "سُر و مُر و گُنده" زندگی اش را می کند و بدنش هی به دمای آب که در حال زیاد شدن است عادت می کند. هی آب گرم تر می شود، هی بدن خرچنگ بیشتر عادت می کند و ادامه ی زندگی اش را می دهد و مثلا بین مخلفات توی قابلمه دنبال غذایش می گردد! و اینگونه است که آب کم کم به نقطه ی جوش نزدیک می شود و مقاومت بدن خرچنگ هی بیشتر کِش می آید و عادت می کند و اصلا متوجه گرمای بیش از اندازه نمی شود.حالا من هم همینطوری شده ام! هرروز هی می گویم بالاخره دیگر امروز یک خبر از این سفارت کوفتی می شود، و هی هیچ روزی خبری نمی شود و مقاومت بدن من هی کِش می آید!امروز 33 اُمین روز است و احساس می کنم واقعا من همان خرچنگ توی قابلمه ی آبم که هی دارد به نقطه ی جوش نزدیک تر می شود!و در همین 33 اُمین روز، می گویم کوفت بزنند به این سفارتخانه ها! به اکثرشان؛ اگر نخواهیم بگوییم به همه شان!ضمیمه 1 : ناهید کیانی داشت مسابقه می داد و من هی داشتم فکر می کردم داور مسابقه اش عجب موهای خوشگلی دارد!ضمیمه 2 : به همکارمان که به صورت خودجوش، من را صدا می زند و بهم می گوید "بیا دخترم رو بهت نشون بدم" و بعد بچه ی بدترکیب و بی ریختِ 51 روزه اش را بهم نشان می دهد، چه چیزی می توانیم بگوییم؟!! فقط داشتم خودم را با شدت هر چه تمام تر کنترل می کردم که روی عکس عُق نزنم!!چرا آدم ها متوجه نمی شوند که من اصلا از نوزاد خوشم نمی آید.ضمیمه 3 : داشتم از استرس تلف می شدم. واقعا

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: چهارشنبه 24 مرداد 1403 ساعت: 12:08

1- صدها هزار بار در این یک ماه و نیم، صفحه ی اصلی وبلاگم را باز کردم و هی آماده شدم برای نوشتن. هی فکر کردم و هی Tab های دیگر روی Chrome باز کردم و هی دوباره به کارهای خودم رسیدم و چیزی ننوشتم. دو میلیون فکر از ذهنم گذشت و هی آرزو کردم کاش این وبلاگ را کسی نمی خواند و من می توانستم همه ی چیزهایی که در ذهنم می گذشت را بدون دغدغه و بدون سانسور بنویسم ...و هی نتوانستم اینجا بنویسم.2- من هیچ وقت از دکتر پزشکیان خوشم نمی آمد. البته آنچنان هم دوران نمایندگی اش را دنبال نمی کردم اما همان هرازگاهی که حرف هایش را این طرف و آن طرف می شنیدم یا می خواندم، زیاد ازش خوشم نمی آمد. اما مناظره ها بهم نشان داد چقدر اخلاق می تواند در شخصیت یک انسان اهمیت داشته باشد. و چقدر خوشم آمد از اینکه هیچ وعده ی خاصی نداد، مثل روحانی نگفت حصر را بر می دارم که بعد از هشت سال کاری برایش نکند، خودش را الکی به این شخصیت و آن شخصیت نچسباند که رای هایش بالا برود؛ آرام و بی سر و صدا وارد شد و بی توهین به دیگران، بدون هُوچی بازی و "بگم؟ بگم؟" راه انداختن، حرف زد و وعده ی شاخدار هم نداد.من کاری ندارم جوجه باید در آخر پاییز شمرده شود و چهار سال بعد باید ببینیم چقدر توانایی مدیریت داشته. چیزی که مهم است این است که من واقعا به این نتیجه رسیدم "اخلاق مدار" بودن می تواند در هر مرحله ای، در هر شرایطی، در هر جا و در هر پست و مقامی، یک رایِ موافق برایت به ارمغان بیاورد.من دور اول به اجبار به دکتر پزشکیان رای دادم. اما در دور دوم به احترام اخلاق و مَنِش و مرامش به او رای دادم. باشد که همین مرام مولایش علی باعث موفقیتش باشد.3- اضافه وزن من و شرایط اسفبار جسمانی ام دارد کم کم به مرحله ی خطرناک می رسد. حجم لباس های توی کمد که

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: سه شنبه 2 مرداد 1403 ساعت: 12:43

صفحه بندی